استقلال

اهمیت مفهوم استقلال در حسابرسی مستقل، به حدی است که برای اثبات آن به عنوان یکی از شالوده ها در ساختار هر تئوری حسابرسی توجیه اندکی نیاز دارد.

از آنجا که گزارش حسابرسان مستقل موجب اعتبار بخشی به اطلاعات حسابداری می شود و مبنای تصمیم گیری گروه های ذینفع در شرکتها می شود. استقلال حسابرس یک مفهوم ضروری به نظر می رسد. اگر حسابرس مستقل از مدیریت صاحبکار نباشد، چیزی به اعتبار صورت های مالی نمی افزاید. بنابراین، این انتظار وجود دارد که حسابرسان با شایستگی و درستکاری در حرفه خود عمل کنند. به ویژه از آنها انتظار می رود که در انجام این کار اجازه ندهند که قضاوت ها و تصمیم گیری هایشان تحت نفوذ و تأًثیر مدیریت صاحبکار قرار گیرد.
صورت های مالی که در اختیار سهامداران و سایر استفاده کنندگان قرار می گیرد وابسته به حسابرس هستند که باید کارشناسانه و بطور مستقل عمل نمایند.
حسابرسان مستقل یک هدف اصلی دارند و آن افزایش و ارتقاء پاسخگویی مدیریت صاحبکار است. به ویژه به عقیده فلینت، حسابرس با پاسخگو نمودن مدیریت صاحبکار یک عملکرد اجتماعی را انجام می دهد. این یک مکانیزم اجتماعی است که به کمک آن برای مدیریت ایجاد انگیزه می شود تا ار نتایج اقتصادی عملکرد شرکت برای سهامداران و دیگر افراد ذینفع بازنمودهای حسابداری صادقانه فراهم نماید. در واقع می توان اینگونه گفت که اگر راهی وجود نداشته باشد که بتوان به کمک آن صادقانه بودن گزارش های مالی را تأیید نمود و آنها را در اختیار عموم قرار داد، مدیریت صاحبکار گزارش صادقانه ای به سهامداران و سایر ذینفعان ارائه نخواهد کرد.
ماهیت استقلال حسابرس
استقلال حسابرس معمولاً به عنوان یک استقلال حرفه ای مطرح و توصیف شده است. یعنی برحسب عینیتی که حسابرس در موقعیت حسابرسی به عنوان یک فرد حرفه ای بدست می آورد و روشی که او از عهده گردآوری، ارزیابی و گزارشگری شواهد حسابرسی براساس روش بی طرفانه بر می آید در نظر گرفته می شود.
این موضوع بطور سنتی، به عنوان حالتی از ذهن به مفهوم نگرش حسابرسی به روابط موجود با مدیریت صاحبکار، سهامداران و سایر ذینفعان واستفاده کنندگان صورت های مالی، تصور شده است (مونزو شرف، 1961، ص206). بدین ترتیب، درهرموقعیت برای انجام حسابرسی، این سؤال وجود دارد که آیا حسابرسی از نظر ذهنی مستقل از مدیریت صاحبکار فشار های او در هنگام تصمیم گیری های حسابرسی عمل کرده است یا خیر؟ فلینت (1998، ص64)، با این نگرش در مورد این موقعیت حسابرسان، موافق است که استقلال حسابرس یک نگرش ذهنی است و آن را به ویژگی های فردی یعنی درستکاری و قدرت شخصیت وی پیوند می دهد. با این همه، نسبت دادن مفهوم استقلال حسابرس به یک ویژگی ذهنی نامحسوس، آن را یک عبارت نسبتاً گنگ می سازد که در رابطه با کار حسابرسی، تفسیر آن پیچیده و مشکل است. به ویژه تعریف عملیاتی آنچه که حالتی از ذهن است و در موقعیتی که حسابرس هم از نظر فکری و هم از نظر فیزیکی (جغرافیایی) از افراد ذینفع که متکی به استقلال او قرار دارد کار سخت و پیچیده ای است. اما، دست کم یک توافق عمومی وجود دارد که استقلال نگرشی از ذهن است که اجازه نمی دهد نقطه نظرات و نتیجه گیری های حسابرس متکی به اثرات و فشارهای ناشی از تضاد منافع افراد قرار گیرد. حسابرسان باید مراقب عکس العمل ها باشند و یا از هرگونه تأثیر و نفوذی که می تواند بربی طرفی آنها لطمه بزند و در اثر آن عینیت مورد انتظار از آنها کاهش یابد اجتناب کنند. آنها باید همواره اخلاق حرفه ای را مد نظر قرار داده و رعایت کنند و به ویژه، همیشه صادق و درستکار باشند.
در این مفهوم، استقلال مورد انتظار از حسابرس را می توان نه تنها به عنوان حالتی از ذهن، بلکه حالتی از اطمینان تصورنمود که مربوط به رفتار یک فرد حرفه ای و فشار های مختلف و ممکن بر درستکاری و صداقت وی می باشد. درنتیجه ضروری است که تصورکنیم حسابرسان ازتأثیر این فشار ها به دورند و راههایی وجود دارد که در مقابل آنها پافشاری کنند و می توان وضعیت استقلال مورد انتظار را حفظ نمود (فلینت 1988، ص60).
ابعاد گوناگون استقلال حسابرس
استقلال حسابرسان در رابطه با حسابرسی و اظهار نظر در مورد صورت های مالی که توسط مدیریت صاحبکار تهیه می شود، معنای خاصی دارد. استقلال در این مورد یک عبارت هنری است.از آنجا که سرمایه گذاران، اعتبار دهندگان، دولت و سایر استفاده کنندگان، ممکن است بر نظر حسابرس مستقل اتکا کنند، استقلال حسابرس معنی خاص می یابد. بنابراین حسابرس، نه تنها نباید قضاوت خود را منوط به دیگران نماید، بلکه باید از هر نفع شخصی که ممکن است قضاوت او را منحرف سازد، مستقل باشد. استقلال در این ساختار یعنی عینیت یا عدم انحراف از قضاوت دقیق (موتز و شرف، 1961، ص205)
((موتز و شرف)) (1961، ص205) برای مفهوم استقلال حسابرس سه بعد ارائه کرده اند. به اعتقاد آنها حسابرس باید در فکر و در زمان های ذیل، مستقل باشد:
•استقلال برنامه ریزی حسابرسی، یعنی آزادی از کنترل یا تأثیر بی جا در انتخاب روش ها و رویه های حسابرسی و محدوده های کاربرد آنها. در این رابطه حسابرس لازم است آزادی توسعه برنامه خود را هم براساس مراحل لازم، هم حجم نمونه و هم دامنه حسابرسی داشته باشد.
•استقلال گردآوری و ارزیابی شواهد مناسب، یعنی آزادی از کنترل یا تأثیر بی جا در انتخاب زمینه ها، فعالیت ها، روابط فردی و خط مشی های مدیریتی که باید مورد بررسی قرار گیرند. در این رابطه لازم است که راه دستیابی به هیچ منبع اطلاعاتی مشروع بر روی حسابرسی مسدود نباشد.
•استقلال گزارشگری، یعنی در ارائه گزارش حسابرسی خود تحت تأثیر القاعات دیگران قرار نگیرند و آزادی عمل داشته باشد. (موتز و شرف، 1961، ص230) همچنین این موضوع را مورد بحث قرار می دهند که حسابرسان باید حسابرسی را با استقلال شروع کرده؛ با استقلال انجام دهند و با استقلال نتیجه حسابرسی را گزارش کنند.
در ورای این رهنمودها، این تفکر وجود دارد که نباید حسابرس و افراد ذینفع، استقلال حسابرس را به صورت وضعیتی تصور کنند که فقط به بعد وظیفه تأیید و اثبات حسابرسی مربوط می شود. همچنین
باید آن را به عنوان وضعیتی تصورکرد که هرجنبه ازبرنامه ریزی، اجرای عملیات وگزارش حسابرسی را فرا گیرد.
استقلال حسابرس، کاملاً فراگیر است. اگر قرار باشد اعتبار فرایند حسابرسی حفظ شود و ویژگی های لازم درباره کیفیت صورت های مالی حسابرسی شده مورد اطمینان استفاده کنندگان قرار گیرد، این استقلال باید همیشه و در هر موقعیتی وجود داشته باشد. و همچنین طبق آیین رفتار حرفه ای حسابرسان باید در تمام مراحل حسابرسی استقلال خود را حفظ کنند.