سیستم هاي توليد درست به موقع (JIT) و بهايابي پس گرد

 نوآوری های بدیع در مدیریت انبار (موجودی کالا) و روش های تولید، تحول و دگرگونی عمده ای در مدیریت، موجودی کالا و شیوه حسابداری آن را سبب گردیده است. شاید مهمترین این نوآوری ها را بتوان فلسفه تولید درست به موقع (JIT) دانست. هدف سیستم های تولید درست به موقع (JIT) تأمین مواد درست در زمان تولید و تحویل کالاها دقیقا در زمان فروش آنهاست. يك سیستم JIT دارای سه ویژگی مهم زیر است:

‏موجودی های شرکت کاهش می يابد؛ چرا که مواد بجای آنکه در انبار ذخیره شوند، دقیقا در زمان تولید تأمین می شوند. بار ديگر زنجيره ارزش را به خاطر بیاورید، در این زنجیره سعی بر آن بود که فعالیت های فاقد ارزش افزوده را کاهش دهیم. ذخیره کردن و نگهداري موجودی ها در انبار يك فعالیت فاقد ارزش افزوده است. ما با پیاده کردن سیستم JIT می توانیم به میزان قابل ملاحظه ای مقادیر موجودی ها را کاهش دهیم.

در فرآيند تولید باید بازنگری اساسی صورت گيرد، به طوری که بهبود کیفیت و کاهش فعالیت های فاقد ارزش افزوده کانون توجه قرار گیرند. یک سیستم تولید JIT مستلزم این است که فرآیندهایی (مراحلی) که باعث بوجود آمدن واحدهای معیوب می شوند، سریعاً بازنگری و اصلاح شوند؛ زیرا انباری در این سیستم وجود ندارد که واحدهای معیوب جهت انتظار کار مجدد روی آن ها یا اسقاط شدن به آن مکان ارسال گردد.

اصولاً زمان لازم برای تولید یک محصول باید کاهش يابد. این امر به شرکت هایی که از سیستم تولید JIT استفاده می کنند امكان می دهد تا برای پاسخگویی به تقاضای مشتریان خود انعطاف بیشتری نشان دهند، و در این رابطه از مقدار کالای در جريان ساخت خود همواره بکاهند.

هر یک از موارد بالا فواید مالی چندی را نصیب شركت می کند. با کاهش مقادیر موجودی ها، شرکت ها ديگر پول نقد خود را در موجودی ها یا در فضای انباری که موجودی ها در آن نگهداری می شود و ارزش افزوده ای را در بر ندارد حبس نکرده و متحمل مخارج بیهوده ای نظیر انبارداری، بیمه آتش سوزی، و بهره پول (بهای تمام شده سرمایه استقراضی یا مالكانه) نمی شوند. تأکید بر حذف فعالیت های فاقد ارزش افزوده و بهبود فرآيند تولید موجب پایین آمدن بهای تمام شده تولید می شود. همچنین، ریسك مربوط به ناباب شدن موجودی ـ به ویژه در صنعت کامپیوتر و صنایعی که محصولات آن چرخه عمر کوتاهی دارند ـ کاهش می يابد.

‏از دیدگاه نظری، یک سیستم JIT نیاز به موجودی ها را از میان می برد؛ چرا که فرآيند تولید هیچ محصولی آغاز نمی شود مگر آنكه بدانيم آن محصول فوراً به فروش خواهد رفت. سیستم JIT ‏نیازمند عرضه کنندگان مطمئن برای تحویل قطعات با کیفیت مطلوب در زمان مقرر است. در بخش دریچه ای به دنیای واقعی، شما مشاهده خو اهید کرد که ‏اعتصاب کارکنان يکی از عرضه کنندگان قطعات شرکت جنرال موتورز، این شرکت را با چه مشكلاتی روبرو کرد.

‏همچنین معمولاً شرکت هایی که از سیستم JIT استفاده می کنند، همواره سفارش هایی را در نوبت تولید دارند، به این ترتیب جریان تولید آنها بی وقفه و پیوسته برقرار می باشد. چنانچه شرکتی به علت عدم وجود سفارش جدید، به ناچار عملیات خود را برای زمان طولانی متوقف نماید، مزیت های سیستم JIT زیر سئوال خواهد رفت.

پیاده سازی سیستم JIT نیازمند سطح بالایی از برنامه ریزی و هماهنگی بین فعالیت های مختلف خرید، تولید، و فروش است. شرکت هایی که در هماهنگی و انسجام هر یک از این فعالیت ها با مشكل مواجه اند نباید تا زمان برطرف شدن مشکلات مورد نظر، سعی در پیاده سازی سیستم JIT داشته باشند.

بهایابی پس گرد (معکوس یا وارونه)

شرکت هایی که از سیستم تولید JIT استفاده می کنند، اهمیت چندانی برای ارزشیابی و ردیابی بهای تمام شده موجودی هایشان قایل نيستند، چرا که در اغلب مواقع سطح موجودی های این شرکت ها اندک و بی اهمیت است. با وجود این، مديران این شرکت ها بازهم برای مقاصد تصمیم گیری های خویش مایلند از بهای تمام شده محصولات آگاهی یابند. پس از آنکه مديران با مشکلات مربوط به استفاده از سیستم های بهایابی مرسوم در محیط های تولید مبتنی بر JIT مواجه شدند، یک شیوه بهایابی سرراست جدیدی ابداع گردید.

تأثير اعتصابات كاركنان بر سيستم توليد درست به موقع

در شركت جنرال موتورز، همانند بسیاری از کارخانجات، کاربرد شیوه تولید درست به موقع گسترش یافته است. طی ماه مارس سال 1999، کارکنان یکی ازکارخانه های تولید کننده لنت ترمز این شرکت، به نشانه اعتراض به خرید لنت ترمز توسط شرکت از قطعه سازان دیگر، به جای خرید از کارخانه های خود د‏ست از کار کشیدند. در نتیجه این اعتصاب، موجودی اندک قطعات لنت ترمز به زودی پایان یافت و شرکت جنرال موتورز به ناچار تولید اتومبیل های سواری و کامیون خود را در آمريكای شمالی متوقف نمود. برآورد های اولیه حکایت از آن می نمود که تداوم این وضعیت، روزانه 50 ‏میلیون دلار زیان برای شرکت به بار می آورد. حفظ نیروی کار در حالت فعال برای هر شرکتی یک عامل حیاتی است، به ویژه برای شرکت هایی که از سیستم JIT استفاده می کنند. همان گونه که در شرکت جنرال موتورز دیدیم، سیستم JIT مستلزم اطمینان یافتن از تمام اجزاء فرآيند تولید است. اگر تنها یک بخش از این فرآيند در انجام وظیفه خود کوتاهی نماید، كل سیستم کارایی خود را از دست می دهد.

در شیوه مرسوم بهایابی، ردیابی بهای تمام شده به صورت متوالي و از ابتدا به موازات پیشرفت کار در جریان ساخت انجام می گیرد. این کار تا جايی پیش می رود که به بهای تمام شده کالای فروش رفته برسیم. در بهایابی پس گرد که بدیلی برای بهایابی مرسوم تلقی می شود، بهای تمام شده تمامی اقلام تولید مستقیماً در حساب بهای تمام شده کالای فروش رفته ثبت می شوند. با انجام این کار؛ صرفه جویی قابل ملاحظه ای در زمان و حجم فعالیت های دفتری بوجود می آید و از اشتباهات محاسباتی نیز کاسته می شود. در صورتی که حسابداران در پایان هر د‏وره حسابداری دریافتند که در شرکت مقداری از انواع کالاهای ساخته شده، نیمه ساخته و مواد، ‏باقیمانده است، آنها می تواند با استفاده از بهایابی پس گرد ‏ارزش این موجود‏ی ها را ثبت کنند.

بهایابی پس گرد یک روش بهایابی است که به طور وارونه یا معکوس از بهای تمام شده کالای فروش رفته، بهای تمام شده تولید را به موجودی های کار در جریان ساخت تخصیص می دهد. اصطلاح پس گرد یا معکوس احتمالاً به این خاطر مصطلح گردیده است که د‏ر مواقعی که موجودی هایی در پایان فرآیند تولید باقی می ماند بهای تمام شده آنها از حساب بهای تمام شده کالای فروش رفته و از میان فرآيند تولید، تا نقاطی که این گونه موجودی ها باقیمانده، به عقب برگشت داده می شود‏. شكل 8 ‏به مقایسه روش بهایابی متوالی و شیوه بهایابی پس گرد می پرد ازد. در شیوه بهایابی پس گرد، بهای تمام شده تولید د‏ر پایان فرآيند تولید، به استناد ‏اینکه مقدار موجودی پایان د‏وره بسیار اندک یا صفر می باشد. در حساب بهای تمام شده کالای فروش رفته ثبت می شوند.

چنانچه میزان موجودی ها در پایان دوره صفر باشد، شرکت نیارزی به انجام ثبت های تعدیلی مربوط به برگشت بهای تمام شده تولید از حساب بهای تمام شده ‏کالای فروش رفته نخواهد داشت. (د‏ر بخش ب شکل 8 ‏، شیوه برگشت بهای تمام شده از طریق پیکان هایی که در جهت سمت راست نشانه گرفته شده ‏ردیابی گرد‏یده است.) اگر در پایان د‏وره موجودی هایی باقی مانده باشد، شرکت باید بخشی از بهای تمام شده را از انتهای فرآیند تولید (برای مثال، از بهای تمام شده کالای فروش رفته) به آن موجودی ها برگشت دهد. چگونگی انجام این کار در مثال زیر بیان می شود‏:

مثال :

شرکت تجهیزات پزشكی سينا که از سیستم JIT ‏استفاده می کند، عرضه کننده یک نوع فشار سنج برای اندازه گیری فشار خون بیماران می باشد. بهای مواد مستقیم هر دستگاه فشار سنج 5 ‏ريال می باشد. این شركت سفارشی را برای تحویل 10000 ‏دستگاه فشار سنج طی ماه دی دریافت نموده است که تنها سفارش دریافتی برای ماه مورد نظر است. در ابتدای دی ماه هیچ نوع موجودي در انبار وجود نداشت. بهای تمام شده مواد بالغ بر 50000 ‏ريال، و بهای تبديل بالغ بر 94000 ‏ريال در دی ماه می باشد. خرید مواد به صورت نسیه انجام شده است. 54000 ‏ريال از بهای تمام شده تبدیل به حساب سربار کارخانه و 40000 ‏ريال آن به حساب دستمزد پرداختنی بستانكار می شوند. با استفاده از بهایابی پس گرد و منظور نمودن مستقیم بهای تمام شده در حساب بهای تمام شده کالای فروش رفته، ثبت های روزنامه زیر در طی دی ماه انجام شده است:

بهای تمام شده کالای فروش رفته ...................... 50000

  حساب هاي پرداختني .........................                        50000

بابت ثبت خريد و مصرف مواد مستقيم

بهای تمام شده کالای فروش رفته ...................... 940000

‏  دستمزد پرداختنی ................................                         40000

  سربار کارخانه ....................................                           54000

‏بابت ثبت بهای تمام شده تبدیل این مثال حرف آخر و نسخه افراطی تولید JIT را از طریق منظور نمون بهای تمام شده فعالیت های تولیدی، به تدریج که به وقوع پیوست، به حساب بهای تمام شده کالای فروش رفته، در اختیار می گذارد. د‏ر نسخ (سبک) دیگر، بهای تمام شده دستمزد و سربار به حساب بهای تمام شده تبدیل منظور می شوند و سپس بهای تبدیل به موجودی کالای ساخته شده یا بهای تمام شده کالای فروش رفته تخصیص می يابد. هرچد که شما د‏ر عمل، با شیوه های نامتعارف دیگری نيز روبرو می شوید، اما این اصل را به یاد د‏اشه باشید که اگر شرکت در پایان د‏وره حسابداری هیچ گونه موجودی کالای در جريان ساختی نداشته باشد، حسابداران برای مقاصد گزارشگری برون سازمانی معمولاً الزامی به رد‏یابی اقلام بهای تمام شده از میان موجودی های در جريان ساخت، نخواهد د‏اشت.

چنانچه شرکت سینا در پایان د‏ی ماه تمام 10000 دستگاه فشارسنج را به فروش رساند و کالایی در انبار موجود ‏نداشته باشد، به ثبت های اضافی نیازی نخواهیم د‏اشت. اما اگر این شرکت د‏ر پایان دی ماه د‏ارای موجود‏ی هایی باشد، لازم است تا بخشي از بهای تمام شده تولید به این موجودی ها تخصیص داده شود. برای تشریح این موضوع، ما فرض می کنيم شرکت سینا در پایان دی ماه دارای موجودی های زیر است:

 موجودی کالای در جریان ساخت، 1000 واحد که از نظر بهای مواد ‏و تبدیل 40 ‏درصد تکمیل شده اند.

 موجودی کالای ساخته شده، 1000 ‏واحد تکمیل شده اند که به فروش نرسیده اند.

‏این شرکت بهای تمام شده تبديل مربوط به تکمیل هر دستگاه فشار سنج را 10 ‏ريال محاسبه نموده است. به علاوه، مواد مستقیم هر واحد از کالای در جریان ساخت اول دوره 5 ‏ريال می باشد. بر پایه این اطلاعات، بهای تمام شده هر یک از موجودي های پایان دوره به شرح زیر محاسبه می شود:

 موجودی کالای در جریان ساخت، ( 1000 واحد × 5 ‏ريال مواد)+(درجه تکمیل 40% × 1000‏واحد × 10 ریال بهای تبدیل یک واحد) = 5000 ‏ريال + 4000 ‏ریال = 9000 ريال.

موجودی کالای ساخته شده، 1000 ‏واحد × ( 5 ‏ريال مواد + 10 ‏ريال بهای تبدیل) = 15000 ‏ريال.

‏ثبت های مربوط به برگشت (پس گرد) بهای تمام شده تولید از بهای تمام شده کالای فروش رفته به موجودی ها به شرح زير است:

موجودی کالای در جریان ساخت ................................ 9000

موجودی کالای ساخته شده ......................................... 15000

    بهای تمام شده کالای فروش رفته ..........................             24000

بابت ثبت موجودي هاي پايان دوره

اگر بهای تمام شده این موجودی ها با استفاده از روش بهایابی متوالي مرسوم در حساب ها منظور می شود، ما مشاهده می کردیم که مواد خریداری شده در زمان خرید در حساب موجودی مواد ثبت می شود. وقتی مواد مصرف می شود و بهای تبدیل به وقوع می پیوندد، این بهای تمام شده ها در حساب کالای در جریان ساخت ثبت می گردد و سپس به حساب کالای ساخته شده و سرانجام به حساب بهای تمام شده کالای فروش رفته انتقال می یابد. شكل 9 ‏با ترسیم جریان بهای تمام شده، به مقایسه روش بهایابی متوالي مرسوم (بخش الف) و روش بهایابی پس گرد (بخش ب) می پردازد.

به نظر شما با موجودی اول دوره بعد چگونه برخورد می شود) شرکت می تواند از بهایابی متوالي مرسوم برای ثبت عبور بهای تمام شده و محصولات از حساب های موجودی استفاده كند، و یا اینكه ثبت پس گرد فوق را معکوس نماید. با معکوس کردن ثبت پس گرد شرکت حساب های موجودی را بستانكار کرده و بهای تمام شده کالای فروش رفته را بدهكار می کند، بنابراین وضعیت به همان وضعیت موجود قبل از انجام ثبت پس گرد بر می گردد. (اگر شما بتو انید مباحث مربوط به ثبت های تعدیلی و ثبت های معكوس را که در درس اصول حسابداری مطرح شده است را به خاطر آورید، در می یابید که ثبت پس گرد بهای تمام شده همچون یک ثبت تعدیلی است که در پایان دوره انجام می شود و در آغاز دوره بعد معکوس می شود.)